جمعه , آبان ۹ ۱۳۹۹

بررسی آیات ولایت

 

موضوع: بررسی آیات ولایت

محقق: احمدرضا جوکار

 

 

حوزه علمیه امام جعفر صادق علیه السلام آباده

سال تحصیلی ۹۴-۹۵

 

مقدمه:

«ولی» انسان کاملی است که به تمام معنا در پروردگار ذوب شده است؛ جز خدا را نمی بیند، و جز خدا را نمی پرستد، و خواسته ای جز خواسته پروردگار ندارد. از این رو، محبت او،محبت پروردگار؛ اطاعت از او ،اطاعت از پروردگار؛ و در نتیجه خشنودی او از انسان، خشنودی از پروردگار است و چه کسی از علی علیه السلام به این مقام سزاوارتر است؟

از اینرو برآن شدیم تا مقاله ای را در باب بیان ولایت امیر المومنین علی علیه السلام مکتوب کرده و به جشنواره علامه حلی(ره) ارسال نماییم تا جای اینگونه مقالات خالی نباشد.

این مقاله شامل دو بخش اصلی است:

۱- آیاتی که در باب ولایت امام علی علیه السلام میباشند همراه با شرح و بررسی روایی آنها از منظر شیعه و سنی.

۲-ذکر آیاتی که در باب فضائل اهل بیت عصمت و طهارت خاصه مولای متقیان امام علی علیه السلام میباشند.

امید است مورد توجه و عنایت خاص امام زمان روحی له الفداه گردیده و قدمی در راه خشنودی و ظهور آنحضرت گردد.ان شاءالله تعالی.

 

 

 

 

والسلام علی من التبع الهدی

جوکار

آذرماه۱۳۹۴

 

 

فصل اول

 

 

آیه تبلیغ

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما انْزِلَ إِلَیْکَ مِن رَبِّکَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رَسَالَتَهُ واللَّهُ یَعصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَایَهْدِی القَوْمَ الکَافِرینَ

اى پیامبر! آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملًا (به مردم) برسان؛ و اگر (این کار را) نکنى رسالت او را انجام نداده‏اى. خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏دارد و خداوند، جمعیّت کافران (لجوج) را هدایت نمى‏کند.

«سوره مائده، آیه ۶۷»

این آیه شریفه، که به آیه تبلیغ مشهور شده است، پیرامون مهمترین مسأله جهان اسلام، پس از مسأله نبوّت و پیامبرى، بحث مى‏کند و به پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در اواخر عمر شریفش، با اصرار فراوان، دستور مى‏دهد که مسأله خلافت و جانشینى پس از خودش را با صراحت تمام با مردم در میان بگذارد و تکلیف مردم را از این جهت روشن کند. در تفسیر این آیه، دانشمندان شیعه و سنّى مطالب مختلفى بیان داشته‏اند که شرح آن خواهد آمد

عدّه زیادى از محدّثان صدر اسلام معتقدند که آیه فوق در شأن امیرمؤمنان على علیه السلام نازل شده است. از جمله این دانشمندان:

۱- «ابن عبّاس» راوى، مفسّر معروف و کاتب وحى، که مورد قبول شیعه و اهل سنّت  است.

۲- «جابر بن عبداللَّه انصارى» چهره‏اى بسیار آشنا که او نیز مورد قبول هر دو گروه مى‏باشد.

۳- «ابو سعید خدرى» از بزرگان اصحاب پیامبر که بسیار مورد احترام است.

۴- «عبداللَّه بن مسعود» یکى از نویسندگان وحى و از مفسّران قرآن کریم.

۵- «ابوهریره» از روایان پر کار مورد قبول اهل سنّت.

۶و۷- «حذیفه» و «براء بن عازب» دو تن از معاریف اصحاب پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله.

در بین مفسّران اهل سنّت نیز عدّه‏اى روایت مربوط به ولایت امیرمؤمنان علیه السلام را نقل کرده‏اند، که مى‏توان به آقاى «سیوطى» در «الدّرّ المنثور، جلد دوم، صفحه ۲۹۸» و «ابوالحسن واحدى نیشابورى» در «اسباب النّزول، صفحه ۱۵۰» و «شیخ محمّد عبده» در «المنار، جلد ششم، صفحه ۱۲۰» و «فخر رازى» در «تفسیر کبیر» و سایر تفاسیر اشاره کرد.

در این جا براى نمونه فقط قسمتى از کلام فخر رازى را نقل‏مى‏کنیم:

او، که در میان مفسّران اهل سنّت بى‏نظیر است و تفسیر قوى و مشروحى دارد و انسانى هوشیار و عالم است (هر چند تعصّب زیادى نیز دارد، که بعضاً حجابى براى او شده است) پس از بیان نُه احتمال در تفسیر آیه فوق، ولایت امیرمؤمنان را به عنوان دهمین احتمال مطرح مى‏سازد.

متن کلام فخر رازى به شرح زیر است:

نزلت الآیه فى فضل علی بن ابیطالب ولما نزلت هذه الآیه أخذ بیده و قال: من کنت مولاه فعلی مولاه اللّهم وال من والاه وعاد من عاداه، فلقیه عمر فقال: هنیئاً لک یا بن أبی طالب! أصبحت مولای ومولى کل مؤمن و مؤمنه …

 

این آیه در مورد علىّ بن ابى‏طالب نازل شده است. هنگامى که این آیه شریفه نازل شد، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله دست على علیه السلام را گرفت (و بلند کرد) و فرمود: «هر کس که من مولاى او هستم پس این على هم مولى و رهبر اوست. پروردگارا! کسانى که ولایت على را پذیرفته‏اند دوست بدار و کسانى که با او به دشمنى برخاسته‏اند، دشمن بدار!» سپس عمر با على علیه السلام ملاقات کرد و به آن حضرت عرض کرد: «اى فرزند ابوطالب! این فضیلت و مقام بر تو مبارک باشد. تو از امروز مولا و رهبر من و همه مردان و زنان مسلمان شدى!» (الّتفسیر الکبیر، جلد ۱۱، صفحه ۴۹)

نتیجه این که، احادیث و روایات و گفتار صحابه و روات و نظریّات مفسّرین و دانشمندان، همگى دلالت دارد که آیه تبلیغ پیرامون ولایت امیرالمؤمنین على علیه السلام نازل شده است.

چند سؤال: راستى، چه چیزى پس از ۲۳ سال و تا آخرین سالهاى عمر پیامبر صلى الله علیه و آله هنوز بطور رسمى مطرح نشده است؟

آیا این مسأله مهم مربوط به نماز است، در حالى که مسلمانان بیش از ۲۰ سال نماز مى‏خواندند؟

آیا مربوط به روزه است، در حالى که روزه پس از هجرت واجب شد و قریب به ۱۳ سال از تشریع آن مى‏گذشت؟

آیا مربوط به تشریع جهاد است، جهادى که از سال دوم هجرت شروع شده بود؟

آیا در رابطه با حجّ است؟

پاسخ:

اولا: نه! انصاف این است که مربوط به هیچ یک از امور مذکور نیست! باید دید که بعد از ۲۳ سال زحمت طاقت فرساى پیامبر صلى الله علیه و آله، چه مسأله مهمّى بر زمین مانده است؟

ثانیاً: از آیه شریفه استفاده مى‏شود که این مأموریّت پیامبر صلى الله علیه و آله بقدرى مهم و خطیر است که همسنگ و هم تراز نبوّت است. احتمالاتى که برخى از دانشمندان داده‏اند و امورى که در سطور قبل به آن اشاره شد هر چند مهم هستند، ولى هیچیک از آنها هم تراز رسالت و نبوّت نمى‏باشد. باید بیندیشیم که چه امر مهمّى که هم تراز رسالت است پس از ۲۳ سال هنوز انجام نشده است؟

ثالثاً: ویژگى دیگر این مأموریّت این است که عدّه‏اى با آن مخالفت مى‏کنند و مخالفت آنها بقدرى جدّى و شدید است که حاضرند پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله را از سر راه بردارند، مسلمانان که با نماز و روزه و حجّ و جهاد و مانند آن مخالفتى نداشته‏اند، پس حتماً این مأموریّت، یک مسأله سیاسى است و عدّه‏اى براى مخالفت با آن، کمر به مبارزه بسته‏اند و حاضرند در این راه در مقابل پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله هم بایستند!

وهنگامى که تمام این جهات را نظر مى‏گیریم و بیطرفانه و منصفانه بر روى آن مطالعه مى‏کنیم و بدور از تعصّب و لجاجت به قضاوت مى‏نشینیم، به چیزى جز مسأله ولایت و جانشینى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله، که در غدیر خم به صورت رسمى مطرح شد نمى‏رسیم.

مسأله جانشینى و ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام با نشانه‏هاى سه گانه‏اى که در آیه تبلیغ آمده است کاملًا انطباق دارد.

پیام‏هاى آیه:

دو پیام عمده و دو نکته مهم مى‏توان از آیه شریفه مورد بحث استفاده کرد:

۱-این که هر چند مخاطب این آیه شخص پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در آن زمان بوده است، ولى بدون شک وظیفه تبلیغ ولایت و امامت و پاسخ گفتن به سؤالات و شبهات پیرامون آن، اختصاص به آن حضرت ندارد، بلکه این مسأله وظیفه تمام آگاهان در طول تاریخ است.

۲-پیام دیگر آیه شریفه این است که مؤمنان واقعى کسانى هستند که بدون تعصّب و لجاجت و گرایشهاى خطّى و گروهى، در مقابل فرمان خدا تسلیم هستند نه این که در برابر آنچه که موافق سلیقه و گرایش خطّى و حزبى آنهاست تسلیم باشند و در جاهایى که مخالف آن باشد تسلیم نباشند!

از بحث گذشه بطور اجمال استفاده شد که این آیه مطابق شواهد بیشمار درباره على علیه السلام نازل شده است و روایاتى که در این زمینه در کتب معروف اهل سنّت- تا چه رسد به کتب شیعه- نقل شده بیش از آن است که کسى بتواند آنها را انکار کند.

علاوه بر روایات فوق، روایات فراوان دیگرى داریم که با صراحت مى‏گوید:

این آیه در جریان غدیرخم و خطبه پیامبر صلى الله علیه و آله و معرّفى على علیه السلام به عنوان وصى و ولى نقل شده است و عدد آنها به مراتب بیش از روایات گذشته است تا آنجا که محقّق بزرگ «علّامه امینى» در کتاب «الغدیر»، حدیث غدیر را از ۱۱۰ نفر از صحابه و یاران پیامبر صلى الله علیه و آله با اسناد و مدارک زنده نقل مى‏کند و همچنین از ۸۴ نفر از تابعین و ۳۶۰ دانشمند و مؤلّف معروف اسلامى.

براى هر شخص بى نظر، با نگاهى به مجموعه این اسناد و مدارک، یقین پیدا مى‏شود که حدیث غدیر از قطعى ترین روایات اسلامى و مصداق روشنى از حدیث متواتر است و براستى اگر کسى در تواتر آن شک کند، باید به هیچ حدیث متواترى اعتقاد نداشته باشد.

و از آنجا که ورود در این بحث بطور گسترده، ما را از روشى که در این مقاله داریم خارج مى‏کند، در مورد اسناد حدیث و شأن نزول آیه به همین مقدار قناعت کرده و کسانى را که مى‏خواهند مطالعه وسیع‏ترى روى اسناد حدیث داشته باشند به کتابهاى زیر ارجاع مى‏دهیم:

۱- کتاب نفیس الغدیر، جلد اوّل

۲- احقاق الحقّ، نوشته علّامه بزرگوار قاضى نوراللَّه شوشترى با شروح مبسوط آیت‏اللَّه نجفى، جلد دوم و سوم و چهاردهم و بیستم.

۳- المراجعات، نوشته مرحوم سیّد شرف الدّین عاملى

۴-عبقات الانوار، نوشته عالم بزرگوار میر حامد حسین هندى (بهتر این است به خلاصه عبقات جلد ۷ و ۸ و ۹ مراجعه شود.)

۵- دلائل الصّدق، نوشته عالم بزرگوار مرحوم مظفّر، جلد دوم

آیه ولایت‏

إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلَوهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَوهَ وَهُمْ راکِعُونَ

سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‏اند؛ همانها که نماز را برپا مى‏دارند، و در حال رکوع، زکات مى‏دهند.

«سوره مائده، آیه ۵۵»

منظور از ولىّ درآیه ولایت، چیست؟

ولى در این آیه به معناى سرپرست و صاحب اختیار است؛ نه به معناى دوست و یار و یاور؛ زیرا

اوّلًا: «انّما» که در صدر آیه آمده دلیل بر حصر است. یعنى فقط این سه دسته ولىّ مؤمنان هستند، نه غیر آنها، بنابراین، از کلمه «انّما» که دلالت بر حصر مى‏کند و قیود متعدّدى که در مورد «الّذین آمنوا» آمده است، استفاده مى‏شود که ولایت در آیه شریفه به معناى دوستى و نصرت نیست؛ بلکه به معناى سرپرستى و صاحب اختیار بودن است. خداوند و پیامبر و مؤمنین (با آن شرایطى که در آیه آمده) ولىّ و صاحب اختیار و سرپرست شما مى‏باشند.

ثانیاً: آیه ۵۶ سوره مائده، که بعد از آیه مورد بحث آمده است، بهترین قرینه و دلیل بر مدّعاى ماست؛ خداوند متعال در این آیه مى‏فرماید:

وَمَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذینَ آمَنوا فَانَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ

وکسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند، (پیروزند؛ زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است.

در میان راویان، مفسّران، دانشمندان و علماء شیعه و اهل سنّت، هیچ کس، جز «على» را مصداقى براى آیه ذکر نکرده است.

علّامه امینى در کتاب بى نظیرش، الغدیر، از بیست منبع معروف اهل سنّت روایاتى پیرامون آیه شریفه محلّ بحث نقل مى‏کند؛ منابع معروفى چون تفسیر طبرى، تفسیر اسباب النّزول، تفسیر فخر رازى، تذکره سبط ابن جوزى و الصّواعق ابن حجر و نور الابصار شبلنجى و تفسیر ابن کثیر و مانند آن که از اعتبار خاصّى در نزد اهل سنّت برخوردار است. راویان این احادیث ده نفر از صحابه معروف، به شرح زیر، مى‏باشند:

۱-ابن‏عبّاس۲- عمّاریاسر۳- جابربن عبداللَّه‏الانصارى ۴- ابوذر غفارى که مشروح‏ترین و متقن‏ترین روایت را در این زمینه نقل کرده‏است ۵- انس بن مالک۶- عبداللَّه بن سلام ۷- سلمه بن کهیل ۸- عبداللَّه بن غالب ۹- عقبه بن حکیم ۱۰- عبداللَّه بن ابىّ

مضمون روایات فوق چنین است: روزى حضرت على علیه السلام در مسجد النّبى صلى الله علیه و آله مشغول نماز بود، نیازمندى وارد مسجد شد، و تقاضاى خویش را مطرح کرد، کسى چیزى به او نداد. حضرت على علیه السلام که در آن هنگام در حال رکوع بود با دست به آن نیازمند اشاره کرد، او آمد و انگشتر را از انگشت مبارک آن حضرت بیرون آورد و از مسجد رفت؛ در این هنگام آیه شریفه مورد بحث بر پیامبر صلى الله علیه و آله نازل شد.

مطلب مذکور مضمون بیش از چهل روایتى است که پیرامون آیه شریفه فوق نازل شده است؛ ما در اینجا به ذکر سه روایت از روایات چهل‏گانه فوق اکتفا مى‏کنیم و این روایات را مخصوصاً از تفسیر فخر رازى نقل مى‏کنیم:

رَوى‏ عَطا عَنْ ابْنِ عَبَّاسْ أَنَّها نَزَلَتْ فی عَلِیِّ بْنِ أَبیطالِب … » »

التّفسیر الکبیر، جلد ۱۲، صفحه ۲۶

شخصى به نام عطاء از ابن عبّاس، صحابى معروف و مفسّر قرآن، نقل مى‏کند که او فرموده است: آیه ولایت در شأن علىّ بن ابى‏طالب علیهما السلام نازل شده است.

روى ان عبداللَّه‏بن سلام قال: «لَما نَزَلَتْ هذِهِ‏الْآیَهُ، قُلْتُ، یا رَسُولَ‏اللَّهِ أَنَا رَأَیْتُ عَلِیّاً تَصَدَّقَ بِخاتَمِهِ عَلى‏ مُحْتاجٍ وَهُوَ راکِعٌ فَنَحْنُ نَتَوَلَّاهُ »

التّفسیر الکبیر، جلد ۱۲، صفحه ۲۶

روایت شده است که عبداللَّه بن سلام گفت: هنگامى که آیه شریفه «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ …» نازل شد، به پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله عرض کردم: هنگامى که على انگشترش را به شخص نیازمندى صدقه داد من آنجا حاضر بودم و این صحنه را با چشم خود دیدم (حال با توجّه به نزول این آیه درباره ولایت او) من ولایت ایشان را مى‏پذیرم.

سومین روایت، که مهمترین و جامع‏ترین روایت در این موضوع محسوب مى‏شود، از ابوذر غفارى نقل شده است. روایت مذکور را فخر رازى به نقل از ابوذر چنین مطرح مى‏کند:

قال: صَلَّیْتُ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى اللَّه علیه وآله یَوْماً صَلوهَ الظُّهْرِ، فَسَأَلَ سائِلٌ فِى الْمَسْجِدِ فَلَمْ یُعْطِهِ أَحَدٌ فَرَفَعَ السائِلُ یَدَهُ إِلَى السَّماءِ وَقالَ: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ أَنِّی سَأَلْتُ فِی مَسْجِدِ الرَّسُولِ فَما أَعْطانِی أَحَدٌ شَیْئاً!» وَعَلِیٌّ کانَ راکِعاً، فَأَوْمَأ إِلَیْهِ بِخِنْصِرِهِ الْیُمْنى‏ وَکانَ فِیها خاتَمٌ فَأَقْبَلَ السائِلُ حَتّى أَخَذَ الْخاتَمَ بِمَرْأى النَّبِىُّ صلى الله علیه و آله فَقالَ صلى الله علیه و آله: اللَّهُمَّ إِنَّ أَخِی مُوسى‏ سأَلَکَ فَقالَ: «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی، وَیَسِّرْ لِی أَمْری، وَاحْلُلْ عَقْدَهً مِنْ لِسانِی، یَفْقَهُوا قَوْلِی، وَاجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلى، هارُونَ أَخِی، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی وَأَشْرِکْهُ فِى أَمْرِی » (سوره طه، آیات ۲۵ تا ۳۲)فأَنْزَلَت قُرْآناً ناطِقاً: «سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِاخیکَ وَنَجْعَلُ لَکُما سُلْطاناً »  (سوره قصص، آیه ۳۵)وَاللَّهُمَّ وَأَنَا مُحَمَّدٌ نَبِیُّکَ وَصَفِیُّکَ فَاشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی، عَلِیّاً، اشْدُدْ بِهِ ظَهْرِی.

قالَ أَبُوذَر: فَوَ اللَّهِ ما أَتَمَّ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله هذِهِ الْکَلِمَهِ حَتَّى نَزَلَ جِبْرَئیلُ، فَقالَ: یا مُحَمَّدُ: إِقْرَءْ «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ…»

ابوذر مى‏گوید: روزى همراه، با پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نماز ظهر را به جماعت اقامه کردیم، پس (از نماز) نیازمندى تقاضاى کمک کرد، (بر اثر فقرى که بر غالب مسلمانان حاکم بود) کسى از حاضران کمکى به او نکرد، سائل (که از دریافت کمک نا امید شده بود) دستانش را به سوى آسمان بلند کرد و چنین گفت: خدایا! تو شاهد باش که در مسجد پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله تقاضاى کمک کردم، کسى کمکم نکرد! على علیه السلام که در آن هنگام مشغول نماز (مستحبّى و نافله) بود با انگشت خِنْصِرْ (یعنى انگشت کوچک دست راستش، که انگشترى در آن بود) به آن نیازمند اشاره کرد! شخص نیازمند به سوى آن حضرت آمد و انگشتر آن حضرت را در آورد و رفت. این صحنه در حضور و جلوى چشمان پیامبر صلى الله علیه و آله (و اصحاب) انجام شد. پیامبر صلى الله علیه و آله (پس از دیدن این صحنه زیبا و با شکوه، دست به آسمان بلند کرد و) فرمود: پروردگارا! برادرم موسى بن عمران از تو تقاضایى کرد و گفت:

«پروردگارا! سینه‏ام را گشاده کن، و کارم را برایم آسان گردان؛ و گره از زبانم بگشاى؛ تا سخنان مرا بفهمند. و وزیرى از خاندانم براى من قرار ده، برادرم هارون را. با او پشتم را محکم گردان؛ و او را در کارم شریک ساز»، و تو (در مقام اجابت خواسته‏اش) در قرآن چنین فرمودى: «بزودى بازوان تو را به وسیله برادرت محکم (ونیرومند) مى‏کنیم؛ و براى شما سلطه و برترى قرار مى‏دهیم.»

پروردگارا! من محمّد، پیامبر و برگزیده تو هستم، سینه‏ام را گشاده کن؛ و کارم را برایم آسان گردان؛ و وزیرى از خاندانم؛ یعنى على، برایم قرار ده، با او پشتم را محکم گردان.

ابوذر در ادامه این حدیث بسیار زیبا مى‏گوید: «به خدا قسم هنوز سخنان پیامبر صلى الله علیه و آله به پایان نرسیده بود که جبرئیل نازل شد و آیه «انّما ولیّکم اللَّه و …» را بر پیامبر خواند!»

آیه اکمال دین‏

الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ اکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَاتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى وَرَضیتُ لَکُمُ الْاسْلامَ دیناً

«سوره مائده، آیه ۳»

در این آیه شریفه سخن از یک روز بسیار بزرگ و با شکوه است، که نقطه عطفى براى مسلمانان شمرده شده است. روزى که یأس دشمنان، إکمال دین، إتمام نعمتهاى الهى و رضایت و خشنودى پروردگار، ارمغان آن است.

فخر رازى، مفسّر معروف و زبر دست اهل سنّت، مى‏گوید:

قال اصحاب الآثار انّه لمّا نزلت هذه الایه على النّبى صلى الله علیه و آله لم یعمر بعد نزولها الّا احداً و ثمانین یوماً او اثنین و ثمانین یوماً و لم یحصل فى الشّریعه بعدها زیاده ولا نسخ ولا تبدیل البتّه

مورّخان و محدّثان اتّفاق نظر دارند که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله پس از نزول این آیه شریفه بیش از ۸۱ یا ۸۲ روز عمر نکرد (حتّى سه ماه هم طول نکشید) و در این مدّت (کمتر از سه ماه) چیزى بر احکام اسلام افزوده نشد و چیزى از احکام نیز نسخ (و کاسته) نشد. با یک حساب ساده و سر انگشتی میفهمیم که روز نزول آیه روز عید غدیر یا یک روز قبل یا بعد از آن بوده است.

احادیث و روایاتى که در شأن نزول این آیه شریفه وارد شده، فراوان است.

مرحوم علّامه امینى «رضوان اللَّه علیه» در کتاب ارزشمند و بى نظیرش، الغدیر ، به صورت گسترده‏اى پیرامون واقعه غدیر بحث کرده است. وى حدیث غدیر را، در این کتاب تحقیقى، از یکصد و ده نفر از صحابه پیامبر نقل مى‏کند؛ علاوه بر این، از هشتاد نفر از «تابعین»  نیز حدیث ارزشمند غدیر را نقل مى‏کند؛ نویسنده توانمند الغدیر احادیث مربوط به این حادثه بزرگ و کم نظیر را از سیصد و شصت کتاب مختلف نقل کرده است؛ کتابهایى که قسمتى از آن، از اهل سنّت و قسمتى دیگر، از شیعه است؛ امّا نکته قابل توجّه این که تمام روایات مربوط به حادثه پرشکوه غدیر مربوط به بحث ما نمى‏شود، بلکه تنها روایاتى که درباره نزول این آیه شریفه بحث مى‏کند مرتبط با بحث ماست و اتّفاقاً تعداد چنین روایاتى نیز کم نیست و تنها محقّق بزرگ علّامه امینى در کتاب فوق شانزده روایت در این زمینه نقل کرده است.

الغدیر فی الکتاب والسّنه والادب، جلد ۱، صفحه ۲۳۰

سیوطى، که از علماى اهل سنّت است و در کشور مصر مى‏زیسته و در نزد اهل سنّت انسان معتبرى محسوب مى‏شود، روایت زیر را در کتاب خویش نقل کرده است:

هنگامى که پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله در روز غدیر خم، حضرت على علیه السلام را به جانشینى خود منصوب کرد و ولایت او را بر مؤمنین اعلام کرد، جبرئیل نازل شد و آیه فوق را براى پیامبر آورد.

الدّرّ المنثور، جلد ۲، صفحه ۲۵۹

خطیب بغدادى، یکى دیگر از علماى اهل سنّت که در قرن پنجم مى‏زیسته است، در کتاب خویش، تاریخ بغداد، به نقل از ابو هریره، چنین روایت مى‏کند:

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «کسى که روز هیجدهم ذى الحجّه را روزه بگیرد، معادل روزه شصت ماه برایش ثواب مى‏نویسند » و این روز مصادف با روز غدیر خم است که پیامبر صلى الله علیه و آله دست علىّ بن ابى‏طالب را گرفت و سپس از مردم پرسید: «آیا من پیامبر، نسبت به مؤمنان و مسلمانان از خودشان اولى نیستم؟» همه در جواب گفتند: بله، پیامبر صلى الله علیه و آله (پس از این که این اقرار را از مسلمانان گرفت) فرمود: «هر که من مولاى او هستم، على نیز مولاى اوست.» عمر بن خطاب (براى عرض تبریک خدمت امیر المؤمنین علیه السلام رسید و) گفت: اى فرزند ابو طالب! این فضیلت و مقام بر تو مبارک باشد، تو مولى و سرپرست من و تمام مسلمانان گشتى، سپس خداوند آیه شریفه «الیوم اکملت لکم دینکم …» را نازل کرد.

تاریخ بغداد، جلد ۸، صفحه۲۹۰

پیام‏هاى آیه

۱- ولایت نا امیدکننده دشمنان است.

۲-اتمام دین و اکمال نعمت در سایه ولایت است.

آیه اولى‏الامر

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَاولی الْامْرِ مِنْکُمْ فَانْ تَنازَعْتُمْ فِی شَی‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا

«سوره نساء، آیه ۵۹»

آیه فوق- که نام دیگر آن «آیه اطاعت» مى‏باشد- یکى دیگر از آیاتى است که بروشنى بر ولایت امیر المؤمنین علیه السلام دلالت دارد و نقطه اصلى بحث در این آیه، جمله «اولى الامر» است.

اولوا الامر چه کسانى هستند؟

نظرتمام علماى شیعه این است که اولواالامر باید معصوم باشد و نمى‏تواند بیش از یک فرد در هر عصر و زمانى باشد. و آن شخص در عصر پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام و پس از او ائمّه یازدهگانه علیهم السلام مى‏باشند.

(نظریات زیادی در این که اولوا الامر چه کسانی هستند وجود دارد اما برای اختصار فقط نظریه علمای شیعه را ذکر کردیم. جهت اطلاع از دیگر نظریات وارده پیشنهاد میشود به کتاب بررسی آیات ولایت نوشته ی آیت الله مکارم شیرازی مراجعه شود.)

روایات مختلفى در معرّفى شخص معصوم مورد نظر در آیه «اطیعوا اللَّه …» وجود دارد، که مهمتر از همه آنها «حدیث ثقلین» است.

طبق این حدیث، پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله در اواخر عمر شریف خویش فرمودند:

إِنّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثِّقْلَیْنِ ما إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی…

کِتابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی…

من از میان شما (به جهان آخرت) مى‏روم و دو چیز گرانبها و پر ارزش از خود به یادگار مى‏گذارم. نخست کتاب خدا قرآن مجید و دیگر اهل بیتم، تا زمانى که به این دو چنگ بزنید (و در سایه آن حرکت کنید) گمراه نمى‏شوید.

میزان الحکمه، باب ۱۶۱، حدیث ۹۱۷

روایت فوق در منابع دست اوّل و معتبر شیعه «تهذیب الاخبار»، «الاستبصار»، «الکافى» و «من لا یحضره الفقیه» و اهل سنّت، که همان «صحاح ستّه» مى‏باشد، آمده است. صحاح ستّه عبارت است:

۱-«صحیح بخارى»، که مهمترین کتاب در بین این شش کتاب است و نویسنده آن، بخارى، در سال ۲۵۶ ه. ق وفات یافته است.

۲-«صحیح مسلم»، که پس از صحیح بخارى، از اعتبار بیشترى برخوردار است. مؤلّف این کتاب، مسلم بن حجار، در سال ۲۶۱ ه. ق فوت کرده است. این دو کتاب را «صحیحین» و مؤلّفان آن دو را «شیخین» مى‏گویند.

۳-«سنن ابن داود»، تاریخ وفات ابن داود سال ۲۷۵ ه. ق است.

۴-«سنن تِرْمَذى»، ترمذى در سال ۲۷۹ ه. ق فوت کرده است.

۵-«سنن نَسائى»، او (نسائى) در سال ۳۰۳ ه. ق وفات یافته است.

۶-«سنن ابن ماجه»، «ابن ماجه» متوفاى سال ۲۷۳ ه. ق است.

روایت ثقلین در دو کتاب از کتابهاى ششگانه فوق، یعنى صحیح مسلم و سنن ترمذى آمده است.

صحیح مسلم، جلد ۴، صفحه ۱۸۷۳

سنن ترمذى، جلد ۵، صفحه ۶۶۲، حدیث ۳۷۸۶

علاوه بر دو کتاب فوق، روایت مزبور در خصائص نسائى نیز آمده است. جالب این که، ابن‏حجر، که مردى بسیار متعصّب است و کتابى بر ضدّ شیعه به نام «الصّواعق المحرقه» نوشته و مطالب زیادى در آن کتاب علیه شیعه آورده، نیز روایت فوق را نقل کرده است.

خصائص نسائى، صفحه ۲۰

الصّواعق المحرقه، صفحه ۲۲۶

آیه صادقین‏

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَکُونُوا مَعَ الصادِقِینَ

«سوره توبه، آیه۱۵»

آیه فوق، آیه صادقین نامگذارى شده است، و یکى دیگر از آیات متعدّد مربوط به ولایت و امامت و عصمت حضرت على علیه السلام و یازده فرزندش علیهم السلام مى‏باشد. خداوند در این آیه مؤمنان را به پیروى و تبعیّت از «صادقین» فراخوانده است.

پنج نفر از مشاهیر و بزرگان اهل سنّت، که نام آنها ذیلًا مى‏آید، در این زمینه روایتى نقل کرده‏اند: سیوطى ، خوارزمى ، علّامه ثعلبى ، علّامه گنجى ، و حاکم حسکانى ، همگى از صحابى معروف پیامبر صلى الله علیه و آله میباشند: «الدّرّ المنثور، جلد سوم، صفحه ۲۹۰، به نقل از احقاق الحق، جلد ۳، صفحه ۲۹۸، تفسیر ثعلبى، به نقل از احقاق الحق، جلد ۳، صفحه ۲۹۷،کفایه الطّالب، صفحه ۱۱۱، به نقل از احقاق الحق، جلد ۳ صفحه ۲۹۷،شواهد التّنزیل، جلد ۱، صفحه ۲۶۰»

ابن عبّاس، یا جابر بن عبداللَّه انصارى، نقل کرده‏اند:

کُونُوا مَعَ الصادِقِینَ، أَیْ کُونُوا مَعَ عَلِیِّ بْنَ ابی طالِبٍ منظور از صادقین علىّ بن ابى‏طالب است.

برخى به جاى عبارت فوق، عبارت «هو علىّ بن ابى‏طالب» یا «نزلت فى علىّ بن ابى‏طالب» را به کار برده‏اند که همه به یک معنى است.

سلیم بن قیس، که علّامه مجلسى در بحارالانوار او را انسان معتبرى مى‏شمرد، روایت زیرا را در تفسیر «صادقین» نقل کرده است:

سلمان مى‏گوید: خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله بودیم که آیه صادقین نازل شد، از پیامبر صلى الله علیه و آله پرسیدم: آیا صادقین عام است، یا افراد خاصّى منظور است؟

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: خطاب آیه عام است و مخاطب همه مردم هستند، ولى صادقین خاص هستند و آن، مخصوص برادرم على علیه السلام و اوصیاى من تا روز قیامت است. اسرار آل محمّد، صفحه ۲۹۷

آیه تطهیر

إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً

«سوره احزاب، آیه ۳۳»

آیه تطهیر یکى دیگر از آیات مربوط به ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و دیگر ائمّه معصومین علیهم السلام مى‏باشد. این آیه، که کلمه به کلمه آن قابل مطالعه و تعمّق و تفکّر است، دلالت بر عصمت ائمّه اطهار علیهم السلام نیز دارد.

در تفسیر «اهل البیت» نظریّات مختلفى ارائه شده است؛ به چهار نمونه آن توجّه کنید:

۱- برخى از مفسّران اهل سنّت، اهل البیت را به همسران پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله تفسیر کرده‏اند. طبق این تفسیر، على، فاطمه، حسن، و حسین علیهم السلام جزء اهل البیت نیستند! به تعبیر دیگر، اهل البیت از اقوام «سببى» پیامبر هستند و هیچ یک از منسوبین «نسبى» آن حضرت جزء اهل البیت نمى‏باشند. قرطبى، در تفسیر الفرقان، جلد ۶، صفحه ۵۲۶۴، این نظریّه از« زجاج» نقل مى‏کند.

ولکن این نظریّه باطل است:

همانطور که گذشت در آیات پنج گانه قبل از آیه تطهیر و نیز در صدر آیه ۳۲ سوره احزاب، که آیه تطهیر در ذیل آن آمده است، مجموعاً ۲۵ ضمیر و فعل بصورت مؤنّث آمده است و در آیه بعد (آیه ۳۴) نیز دو مورد فعل و ضمیر مؤنّث بکار رفته است، امّا ضمایر و افعال آیه تطهیر همه مذکّر است، که یا اختصاص به مردان دارد و یا شامل مردان و زنان هر دو مى‏شود، ولى قطعاً شامل عدّه خاصّى اززنان به تنهایى نمى‏شود بنابر این، با توجّه به این که قرآن کلام خداست و کلام خداوند فصیح ترین کلمات است، قطعاً در تغییر ضمیرها و فعلها مطلبى مورد نظر بوده است ولابد منظور از اهل بیت افرادى دیگر غیر از زنان پیامبر بوده است که خداوند سیاق آیه تطهیر را متمایز از آیات قبل و بعد نازل کرده استنتیجه این که، طبق این بیان

منظور از اهل البیت قطعاً نمى‏تواند همسران پیامبر باشد، بلکه منظور افراد دیگرى است که باید با دلیل و برهان آنها را جست.

۲- نظریّه دوم این است که منظور از «اهل البیت»، شخص پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله، على، حسن، حسین، و فاطمه علیهم السلام و همسران پیامبر مى‏باشد. التّفسیر الکبیر، جلد ۲۵، صفحه ۲۰۹

۳- برخى دیگر از مفسّران، «اهل البیت» را به ساکنین مکّه مکرّمه تفسیر کرده و گفته‏اند: منظور از «البیت» در جمله «اهل البیت» خانه خدا، کعبه معظّمه است، بنابراین، «اهل البیت» به کسانى که اهل وساکن مکّه هستند اطلاق مى‏شود.

۴- نظریه چهارم، که نظریّه تمام علماى شیعه است و هیچ یک از اشکالات فوق بر آن وارد نمى‏باشد، این است که منظور از «اهل البیت» افراد خاصّى از خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله، یعنى على وفاطمه و حسن و حسین علیهم السلام و در رأس آنها شخص پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏باشد.

شاهد بر صحّت این نظریّه این که هیچ یک از اشکالات فوق مطرح شده درنظریه اوّل اینجا نمى‏آید. بعلاوه روایات فراوانى دالّ بر نظریّه چهارم وجود دارد.

علّامه طباطبائى در المیزان تعداد این روایات را بیش از ۷۰ روایت مى‏داند. و جالب این که بیشتر روایات مذکور در کتب دست اوّل اهل سنت ،آمده است از جمله:

صحیح مسلم، جلد ۴، صفحه ۱۸۸۳، حدیث ۲۴۲۴به نقل از پیام قرآن، جلد ۹، صفحه ۱۴۳

احقاق الحق، جلد ۲، صفحه ۵۰۳

المستدرک على الصّحیحین، جلد ۲، صفحه ۴۱۶به نقل از احقاق الحق، جلد ۲، صفحه ۵۰۴

السّنن الکبرى، جلد ۲، صفحه ۱۴۹

الدّرّ المنثور، جلد ۵، صفحه ۱۹۸

شواهد التّنزیل، جلد ۲، صفحه ۱۰ تا ۹۲

مسند احمد، جلد ۱، صفحه ۳۳۰۰، و جلد ۴، صفحه ۱۰۷ و جلد ۶، صفحه ۲۹۲به نقل از پیام قرآن، جلد ۹، صفحه ۱۴۴

طبق روایت عجیبى که در منابع مختلف، از جمله شواهد التّنزیل، آمده است به نقل از انس بن مالک مى‏خوانیم: آن حضرت هر روز بعد از اذان صبح و قبل از اقامه نماز جماعت جلوى خانه على و فاطمه مى‏ایستاد و این جمله را تکرار مى‏کرد:

الصَّلاهَ یا أَهْلَ الْبَیْتِ. «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتَ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً»»

اى اهل بیت پیامبر! هنگام نماز صبح است. سپس آیه تطهیر را تلاوت مى‏فرمود.

و این کار را براى شش ماه مداوم و پى در پى تکرار مى‏کرد!

شواهد التّنزیل، جلد ۲، صفحه ۱۱ و ۱۲ و ۱۳ و ۱۴ و ۱۵

 

فصل دوم

سخن آخر

در باب بیان ولایت و فضائل امیر مومنان علی علیه السلام آیات زیادی در قرآن کریم وجود دارد اما به دلیل در مضیقه بودن و اختصار مقاله از ذکر بحث برروی آنها خودداری کردیم اما برای دوست داران مولا علی علیه السلام منابع و مأخذی را ذکر میکنیم که با رجوع به آنها اطلاعات کاملی در این باب بدست می آورید:

۱-علامه امینی در کتاب شریف الغدیر توضیحات کاملی را از منابع اهل سنت بیان فرموده اند که سراسر ولایت حقه امام علی علیه السلام و فضائل بیشمار ایشان را اثبات میکند.

۲- آیت الله العظمی مکارم شیرازی در کتاب شریف خود یعنی آیات ولایت در قرآن به بررسی آیات پیرامون امام علی علیه السلام میپردازند. همچنین در تفسیر موضوعی پیام قرآن جلد۹ این کتاب را به این موضوع اختصاص داده اند.

کتب بسیاری در این زمینه وجود دارند که ما به همین چند کتاب مذکور بسنده میکنیم و در پایان آیاتی را که در فضائل امیر مومنان علی علیه السلام میباشند ذکر میکنیم باشد که در راه ولایت مولای متقیان دو عالم قدمی برداشته باشیم ان شاءالله تعالی.

واما آیاتی که در باب فضائل اهل بیت عصمت و طهارت میباشند:

(آیه مودت)                                     «سوره بیّنه، آیات ۷ و۸ »(آیه خیر البریه) «سوره شورى، آیه ۲۳»

(آیه مباهله)                                «سوره بقره، آیه ۲۶۹» (آیه حکمت)«سوره آل عمران، آیه ۶۱»

«سوره انسان، آیات ۵ تا ۱۰»

«سوره بقره، آیه ۳۷»

(آیه لیله المبیت)«سوره بقره، آیه ۲۰۷»

(آیه سقایه الحاج)«سوره توبه، آیات ۱۹ تا ۲۲»

(آیه نصرت)«سوره أنفال، آیه ۶۲»

(آیه علم الکتاب)«سوره رعد، آیه ۴۳»

(آیه موذن)«سوره اعراف، آیه ۴۴»

(آیه اذان)«سوره توبه، آیه ۳»

(آیه محستین)«سوره زمر، آیات ۳۲ تا ۳۴»

(آیه پیشگامان نخستین)«سوره توبه، آیه ۱۰۰»

(آیه محبت)«سوره مریم، آیه ۹۶»

(آیه سابقون)«سوره واقعه، آیات ۱۰ تا ۱۲»

(آیه اذن واعیه)«سوره حاقّه، آیات ۱۱ و ۱۲»

(آیه صالح المومنین)«سوره تحریم، آیه ۴»

(آیه انذار و هدایت)«سوره رعد، آیه ۷»

 

 

 

 

فهرست

 

عنوان                                                                                                                     صفحه

 

مقدمه……………………………………………………………………………………………………………………………………………………….    ۱

آیه تبلیغ…………………………………………………………………………………………………………………………………………………..    ۲

آیه ولایت………………………………………………………………………………………………………………………………………………….    ۵

آیه اکمال دین……………………………………………………………………………………………………………………………………………    ۷

آیه اولوالامر………………………………………………………………………………………………………………………………………………     ۸

آیه صادقین……………………………………………………………………………………………………………………………………………….   ۱۰

آیه تطهیر………………………………………………………………………………………………………………………………………………….   ۱۱

سخن آخر………………………………………………………………………………………………………………………………………………….   ۱۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درباره‌ی heskandari

همچنین ببینید

شهادت امام جعفر صادق علیه السسلام را تسلیت عرض می کنیم.

برگی از دفتر زندگی امام صادق علیه السلام جعفر بن محمد بن علی بن الحسین …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *